هر آن چیزی که باید درباره سیاست پولی بدانید
سیاست پولی چیست و چرا اجرای درست آن برای هر کشوری مهم است؟ نقش بانک مرکزی در سیاست پولی چیست؟
در این اوضاع پرنوسان اقتصاد کشور، سیاست پولی یکی از واجبترین مباحثی است که مردم باید با آن آشنایی داشته باشند. آشنایی با این مبحث به شما کمک میکند تا با نحوه تصمیمگیری بانک مرکزی در این شرایط اقتصادی آشنا شوید. بانک مرکزی چه سیاستهایی را برای تصمیمات خود در پیش میگیرد؟ چرا دولتها از این سیاستها استفاده میکنند؟ آیا سیاست پولی فقط یک مبحث سیاسی است یا در عمل هم استفاده میشود؟ با ما همراه باشید تا در ادامه این مطلب، به طور کامل با سیاست پولی آشنا شوید.
تاریخچه سیاست پولی
اینطور به نظر میرسد که سیاست پولی یک مبحث جدید در اقتصاد است، اما باید بگوییم که تاریخچه ایجاد سیاست پولی در اقتصاد دولتها سابقه طولانی دارد. به عنوان اولین سیاست پولی، میتوان به زمانی اشاره کرد که برای اولین بار دولتها پولها را کمارزش کردند تا به خواسته خود برسند. این به زمانی برمیگردد که دولتها سکهها را جمعآوری کرده و پس از ذوب کردن، آنها را با فلزات ارزانتر ترکیب کردند تا وزن و عیار آنها تغییر کند. این کار در زمان امپراطوری روم به وفور انجام میشد و بعدها در اروپای غربی گسترش پیدا کرد.
آشنایی با بانک مرکزی، مجری سیاستهای پولی
بانک مرکزی یک نهاد غیرانتفاعی است که اهداف و وظایف مختلفی دارد. مهمترین وظیفه این نهاد، حفظ ارزش پول و موازنه پرداختها، تسهیل مبادلات بازرگانی و کمک به رشد اقتصادی کشور است. طبق این موارد و با توجه به قانون 11 پولی، این نهاد وظیفه دارد تا به وسیله یک سری از اقدامات، مانند چاپ اسکناس و ضرب سکههای رایج کشور، نظارت بر بانکها و موسسات اعتباری کشور و موارد دیگر عرضه پول در کشور را مدیریت کند. وظایف این نهاد به عنوان بانک بانکها بیشمار است، اما مهمترین آنها که نقش پررنگی در رویکردهای سیاست پولی دارد، شامل همین موارد میشوند.
سیاست پولی چیست؟
سیاست پولی درواقع مجموعهای از ابزارهای مورد استفاده توسط بانک مرکزی است. این ابزارها به بانک مرکزی کمک میکنند تا در تصمیمگیریهایش، پایداری رشد اقتصادی کشور و ارتقای آن را در نظر داشته باشد. این کار با کنترل عرضه کل پول دردسترس در بانکهای کشور، مصرف کنندگان و کسب وکارهای کشور انجام میشود. هدف اصلی اجرای این سیاستها، آن است که اقتصاد کشور، با سرعتی قابل قبول، نه خیلی کم و نه خیلی زیاد، درحال پیشرفت باشد.
برای این منظور، بانک مرکزی ممکن است تصمیمات مختلفی بگیرد. برای مثال، برای جلوگیری از هزینه کردن، نرخ بهره استقراض را افزایش دهد. یا برای تشویق به استقراض و مخارج بیشتر، این نرخ را کاهش دهد.
با این اوصاف، حتما به این نتیجه رسیدهاید که سیاست پولی، مقدار پول موجود در اقتصاد یک کشور را کنترل میکند. بانک مرکزی این سیاست را در پیش میگیرد تا بر روی عوامل اقتصادی مانند تورم، نرخ مصرف، رشد اقتصادی و نقدینگی کلی تاثیر بگذارد.
سیاست پولی انبساطی و انقباضی
به طور کلی، سیاست پولی را میتوان به دو دسته انقباضی و انبساطی تقسیم کرد:
سیاست پولی انقباضی: به هر سیاستی که توسط بانک مرکزی با هدف کاهش حجم پول در جامعه انجام شود، سیاست پولی انقباضی میگویند.
سیاست پولی انبساطی: در سیاست پولی انبساطی، افزایش عرضه پول در سطح جامعه صورت میگیرد. این روش در زمان رکود اقتصادی انجام میشود تا تقاضای کالا و خدمات افزایش پیدا کند. درواقع، با تزریق پول به جامعه، رکود اقتصادی کاهش پیدا میکند.
در تصمیمات سیاست پولی چه میگذرد؟
در سیاست پولی براساس ورودیهای منابع مختلف تصمیماتی گرفته میشود. برای این تصمیمات باید یک سری از عوامل اقتصادی مختلف مانند تولید ناخالص داخلی (GDP) و تورم، نرخ رشد صنعت و بخشهای خاص و عوامل دیگر در نظر گرفته شوند. این سیاست درواقع رابطه بین نرخ بهره در اقتصاد و عرضه پول است که براساس ابزارهای مشخصی انجام میشود.
دولتها از طریق این سیاستها تلاش میکنند تا در زمینه بازارهای مالی، نرخ بهره، تثبیت قیمتها، رشد اقتصادی، ایجاد شغل و تثبیت بازار به ثبات برسند. بانک مرکزی به روشهای مستقیم یا غیرمستقیم این سیاستها را تنظیم میکند. روش مستقیم آن بدون اتکا به بازار پول صورت میگیرد، در روش غیرمستقیم با تکیه به بازار پول اثرگذاری به روش غیرمستقیم انجام میشود. بانک مرکزی به عنوان عرضهکننده پول نقش مهمی در این زمینه دارد.
انواع ابزارهای سیاست پولی
اجرای سیاست پولی نیاز به ابزارهایی دارد که با استفاده از آنها میتوان حجم پول را کنترل کرد. این ابزارها را میتوان به چند دسته تقسیم کرد. انواع این ابزارها شامل موارد زیر میشوند:
کنترل نرخ سود بانکی
یکی از مهمترین ابزارهای اعمال سیاست پولی، کنترل نرخ سود بانکی است. یکی از عوامل نرخ موثر بر نرخ تورم، پول در حال گردش است. هرچه این نرخ بیشتر باشد، نرخ تورم هم بیشتر خواهد بود. درنتیجه، اگر بانک مرکزی در یک کشور بخواهد که بر میزان آن تاثیر بگذارد، میتواند با استفاده از تغییرات نرخ بهره بسته به شرایط تورمی کشور، تغییراتی ایجاد کند. از این طریق، افراد برای سپردهگذاری یا خارج کردن سپردهها از بانک اقدام میکنند.
افزایش سود بانکی: با افزایش سود بانکی، افراد برای افتتاح حسابهای بلندمدت تشویق میشوند، از این طریق حجم پول در گردش کاهش پیدا میکند. این سیاست درواقع در کوتاهمدت نرخ تورم را کنترل میکند، اما در بلندمدت میل به سرمایهگذاری و انجام فعالیتهای تولیدی را کاهش داده و درنتیجه، رشد اقتصادی کاهش پیدا میکند.
کاهش سود بانکی: برعکس چیزی که توضیح دادیم، بانک مرکزی با کاهش نرخ سود بانکی افراد را به خارج کردن پول از بانکها تشویق میکند تا فعالیتهای مولد اقتصادی مانند سرمایهگذاری و فعالیتهای تولیدی افزایش پیدا کند. در این شرایط، سود فعالیتهای تولیدی یا سرمایهگذاری در صندوقها نسبت به سود سپرده بانکی بالاتر خواهد بود. بنابراین، پول وارد چرخه اقتصادی شده و تولید و رشد اقتصادی صورت میگیرد.
عملیات بازار باز
عملیات بازار باز به خرید و فروش اوراق مشارکت توسط بانک مرکزی اشاره دارد. زمانی که بانک مرکزی بخواهد نرخ تورم را کاهش دهد، باید اقدامی انجام دهد تا حجم پول در جامعه کاهش پیدا کند. به همین دلیل، انتشار و فروش اوراق بدهی مانند اوراق مشارکت روش خوبی محسوب میشود. در این شرایط، مدیران صندوقهای سرمایهگذاری و مردم عادی، با خرید این اوراق سرمایهگذاری کرده و سود آن را در آینده دریافت میکنند. از این طریق، حجم پول هم در جامعه کاهش مییابد.
کنترل نرخ ذخیره قانونی
بانک مرکزی به عنوان بانک بانکها، بخشی از هر سپرده در بانکهای تجاری را نگهداری میکند. درصد این میزان از سپرده، توسط بانک مرکزی تعیین میشود. برای مثال، این نرخ در سال 1399 برای بانکها و موسسات مالی و اعتباری بین 10 تا 13 درصد اعلام شده بود. هرچه میزان سپرده کمتری در اختیار بانکهای تجاری باشد، قدرت آنها برای اعطای وام کمتر میشود، درنتیجه توانایی آن بانک برای خلق پول کاهش مییابد. به عبارت دیگر، بانک نقش کمرنگتری در ایجاد تورم ایفا میکند. با این اوصاف، افزایش نرخ ذخیره قانونی میتواند یکی از ابزارهای کاهش نرخ تورم باشد. کاهش این نرخ، نرخ تورم را افزایش میدهد. البته، این ابزار خیلی مورد استفاده قرار نمیگیرد.
تعیین سقف اعتباری
یکی دیگر از اختیارات بانک مرکزی تعیین سقف اعتباری است. به این معنا که بانک مرکزی میتواند مشخص کند بانکهای تجاری سپردههای افراد را برای چه کارهایی صرف کنند. برای مثال، این بانکها میتوانند تا چه مبلغی وام اعطا کنند. هرچه میزان اعطای وام بیشتر باشد، بانکها قدرت بیشتری برای خلق پول و افزایش نرخ تورم دارند. افزایش سقف اعتباری بانکها میتواند یک سیاست انبساطی باشد. اما اقداماتی که میزان اعتباردهی بانکها را کم میکند سیاست پولی انقباضی است.
تفاوت سیاست پولی با سیاست مالی
در بسیاری از مواقع سیاست پولی با سیاست مالی اشتباه گرفته میشود، درحالی که این دو باهم تفاوتهایی دارند. در سیاست پولی، نرخ بهره مدیریت میشود تا عرضه پول در حال گردش در کشور تحت کنترل قرار بگیرد. این سیاست توسط بانکهای مرکزی انجام میشود تا فعالیتهای اقتصادی را تشویق کند. از طرف دیگر، سیاست مالی به اقدامات مالیاتی اشاره دارد. در این نوع از سیاستها، با اجرای یک سری از اقدامات در بودجه، اشتغال و درآمد افزایش پیدا میکند.
نظر اقتصاددانها درمورد اجرای سیاست پولی
امروزه به دلیل وضعیت اقتصادی کشور و آینده گنگی که در پیش رو هست، اقتصاددانان نظرات مختلفی درمورد اجرای سیاستهای پولی دارند. برخی از آنها اعتقاد دارند که به دلیل بالا بودن تورم و افزایش احتمالی نرخ آن در آینده، در پیش گرفتن سیاست پولی انقباضی بهترین رویکرد است.